سلام دیروز عصر برای اینکه بتوانم تاثیر گذار بر روی یک معتاد به مواد مخدر باشم و او را از این مهلکه نجات دهم برای شروع صحبت با او فروش منزلش را پا کشیدم و از این مسئله سوال کردم تا حرفم به اینجا رسید که گفتم چرا به منزل فلان بی سروپا میروی ؟ و حیف نیست که شخصیتی مانند تو به خانه این ول معطل رفت و آمد داشته باشد . از او درمورد تنهایش و این که خانمش به همین جهت اورا رها کرده و با فرزندش تنها زندگی می کند جویا شدم و نیز این که پدر و خانواده پدریش در تهران هستند . او گفت محیط بد است . گفتم مگر شما را به روز به خانه ی فلانی می برند . گفت می خواهم بعد فروش منزل به تهران بروم . گفتم وضعیت در تهران بدتر از اینجاست . اگر ارده اش را داشته باشی می توانی ترک کنی . 

روزهای اول که این آقا به کوچه ما آمده بود خوش تیپ و عالی بود ولی این روزها روز به روز ژولیده تر و بدبخت تر می شود و همپای آدم های پستی که از سگ هم پایین ترند شده است . می گوید روزگاز کودکی اش  در خیابان قدرت اله پاکی سه راهی آذری گذشته است همان خیابانی که بنده در سال 56  دوم دبستان را طی کردم و جای تاسف است که اطرافیان و خانواده اش او را رها کرده اند می گوید خواهرش در تهران داروحانه دارد .